محمد قنبرى
61
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
تهمت و افترا مىبندد ؛ زيرا قرآن عظيم و ذكر حكيم تمام آيات ، كلمات ، حروف ، حركات و سكناتش از ديدگاه متواتر قطعى است و اين امر از ائمه اهل بيت عليهم السلام به ما رسيده و هم شك و شبههاى در آن راه ندارد مگر آنكه شك كننده ناقص العقل باشد ، و امامان بزرگوار ما قرآن را از جدّشان و او از خدا براى ما نقل كردهاند و هيچ شكى در اين امر نيز وجود ندارد . 4 . مرحوم شيخ بهائى در اين باره چنين تأكيد مىكند : الصحيح ، ان القرآن العظيم محفوظ عن ذلك زيادة كان أو نقصاناً ، ويدلّ عليه قوله تعالى : « وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ » و ما اشتهر بين الناس من إسقاط اسم اميرالمؤمنين عليه السلام منه في بعض المواضع مثل قوله تعالى : « يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ » - في على - و غير ذلك فهو غير معتبر عند العلماء ؛ « 1 » قول درست اين است كه قرآن مجيد از تحريف چه در زياده و چه نقصان محفوظ است و بر اين قول دلالت دارد قول پروردگار كه فرمود : « وانا له لحافظون » . « 2 » و اينكه شهرت يافته كه اسم على عليه السلام از قرآن در بعضى موارد حذف شده است مانند آيه شريفه : « اى پيامبر آنچه كه در مورد على عليه السلام به تو نازل شد ابلاغ كن » و نظاير آن ، پيش علما معتبر نيست » . 5 . علامه حلى در اجوبة مسائل مهناويه در اين باره چنين تأكيد مىكند : الحق انه لا تبديل ولا تأخير ولا تقديم فيه ، وانه لم يزد و لم ينقص ونعوذ باللَّه تعالى من أن يعتقد مثل ذلك وأمثال ذلك فإنه يوجب التطرّق إلى معجزة الرسول عليه وآله المنقولة بالتواتر ؛ « 3 » حق اين است كه تبديل و تقديم و تأخير و زياده و كم در قرآن صورت نگرفته است و پناه مىبريم به خدا از اينكه كسى به امثال اينگونه امور ، معتقد شود ،
--> ( 1 ) . آلاء الرحمن في تفسير القرآن ، ص 26 . ( 2 ) . مصطفى را وعده كرد الطاف حق * تو بميرى و نميرد اين ورق ( مثنوى ) ( 3 ) . اجوبة المسائل المهناويه ، ص 121 .